یانون

گاه‌نوشته‌های یا.نون

یانون

گاه‌نوشته‌های یا.نون

همیشه بعد از انتخاب‌های سیاسی یک حالت شکری در آدم باید به وجود بیاید. فارغ از نتیجه‌ها که دست‌به‌دست‌ می‌شود - و این مقتضای مردم‌سالاری دینی‌ست که خمینی کبیر از فقه اجداد طاهرین‌ش برای ما به یادگار گذاشت - دو مهم این شکر را واجب می‌کنند. 

اول این که ما انتخاب کردیم. ساکت و خاموش و سیب‌زمینی نبودیم. نسبت به آن‌چه که بر سرنوشت ما تاثیر خواهد داشت فعال بودیم. آینده کشور، ملت، فرهنگ و تمدن‌مان و بزرگ‌تر از همه این‌ها آینده جهان، بشر و مستضعفین آن‌ برای‌مان مهم بود و سرمان در برف زندگی فرونرفته بود....

دوم این که نظام اسلامی ایران -که تنها امید مستضعفین‌ دوران‌های نزدیک است- با این شور و انتخاب‌ها تنها و تنها و تنها قوی‌تر و قوی‌تر‌ و قوی‌تر می‌شود....

اگر هم مقتضای رای ملت ایران، گاهی برخی از شعارها و اعتقادات اسلامی انقلاب برخی از حامیان خود را در سطح کارگزاری نظام اسلامی برای مدتی از دست بدهند، چیزی در جهان جابه‌جا نشده است؛ انقلاب اسلامی‌ می‌رود تا جهان بزرگ‌تری از ایران زمین بسازد.

کم‌تر از دو روز به انتخابات اخیر ایران مانده است و تا ساعاتی دیگر هم فرصت قانونی تبلیغات نام‌زدهای دوره اخیر به پایان می‌رسد. هرچند دقیقا نمی‌دانم این ممنوعیت در فضای مجازی دقیقا چه بردی دارد و اصلا چه طور می‌تواند یک بلاگ شخصی را هم دربربگیرد یا نه! اما محض احترام به تلقی‌های نامحترم احتمالی سعی می‌کنم یادداشت را قبل از ساعت رسمی این ممنوعیت منتشر کنم. 
انتخابات دو روز بعد مانند همه انتخاب‌‌های این سال‌های جمهوری اسلامی ایران، مهم و وحدت‌بخش و البته تفرقه‌برانگیز است و این دو آخری مانند تمام صفات انسانی دیگر از کوزه اجتماعات انسانی ترواش درون ماست.... 


دغدغه معماری اسلامی این روزهای کشور ناشی از فقدان چیزهایی‌ست. بزرگان فکری و فرهنگی کشور، سال‌هاست زنگ خطر اضمحلال هنر و معماری اسلامی را در وانفسای امور معاصر حاکم بر این عرصه‌ها به صدا درآورده‌اند. اما تا جای‌گزینی درست وجود نداشته باشد صحبت از این دغدغه راه به جایی نمی‌برد و مسیر رسیدن به جای‌گزین درست شاید از مسیر نقد درستی از وضعیت فعلی معماری و هنر کشور بگذرد. شاید اگر انقلاب اسلامی ایران نبود، باید بی‌تعارف از عدم امکان بازآفرینی معماری موسوم به معماری اسلامی سنتی از منظر فرم و مصالح و سامان‌ نیازها در تناسب با واقعیت‌های زمان خودمان صحبت می‌کردیم، اما انقلاب اسلامی که خود با وجود برخاستن از خاست‌گاهی سنتی و دینی در تناسب با دنیای جدید راه‌کارهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی وسیعی‌ پیش پای مردم ایران گذاشت، امید امکان زنده‌کردن معماری اسلامی را به نحوی دیگر زنده می‌کند. معماری اسلامی جهان معاصر -حداقل شاخه ایرانی آن- بی‌شک معماری انقلاب اسلامی خواهد بود و نه معماری اسلامی.

متن مشترک وین به رغم خطوط قرمز تعیین‌شده و شاید به طمع و امید تسلیم رهبری و در عمل انجام شده قرار دادن او و مجلس شورای اسلامی، در هتل کوبورگ میان دولت‌مردان ایرانی و شش قدرت جهانی تنظیم شد. متنی که جریان دولت تلاش دارند بدون درنظرگرفتن رویه قانونی، آن را توافق بنامند و دهان منتقدان را ببندند. و البته متنی که متاسفانه هنوز برخی از دردمندان اخلاق‌مدار داخلی حواس‌شان نیست ‍(۱) که رد آن از سوی رهبری یا مجلس هزینه کمی ندارد و تصور کرده‌اند که یک گفت‌گوی شبانه دوستانه ساده میان کری و موگرینی بوده و همین... هرچند خدا را شکر مجلس متعهد است که در صورت عدم مطابقت این سیاهه با خطوط قرمز انقلاب اسلامی آن را غیرمعتبر اعلام کند و رهبری هم به سیاق صراحت الاهی این سال‌هایش یقینا منافع ملت را معامله تخواهند کرد و تنها کار برای انقلاب سخت‌تر شده است و ضیافت جام زهری و ...... اما این‌ها و اصلا کل توافق آن چنان مهم نیست که در مقابل رسانه‌ها پر از خبر‌هایی می‌شود که  از شادی عده‌ای از مردم بعد از توافق وین مخابره می‌کنند.

این یادداشت را ۲۱ خرداد ۹۴ نوشتم و برای انتشار به یانون‌دیزاین دادم. بعدتر خبرگزاری‌ها هم بازنشرش کردند. محض ماندن در سابقه این پرونده معماری انقلاب اسلامی به عنوان دومین یادداشت این پرونده این‌جا بازنشرش می‌کنم....

———-

ساختمان جدید حرم امام خمینی (ره) ۱۴ خرداد با حضور مردم افتتاح شد. از انتشار اولین تصاویر رسانه‌ای از کالبد حرم تا ورود مردم به حرم یک هفته‌ای انتقادات و گفت‌گوهای رسانه‌ای متفاوتی پیرامون این ساخت و ساز جدید ایراد شده بود که هیچ کدام مسؤولان مربوطه را مجاب نکرد. دست آخر مسؤول مستقیم قضیه با حضور در بخش گزارش خبری شبکه دو با دفاع کامل از تصمیمات و معماری حرم آن را معماری ایرانی-اسلامی درخور امام و انقلاب دانست که به هیچ وجه صفات مسرفانه زیبنده آن نیست و حتی در نسبت با معماری آن، به شهادت متخصصان هزینه‌هایی نصف هزینه عرف را در پی داشته است. و این یعنی صرفه‌جویی زاهدانه در ساخت حرم امام!

معماری ایرانی اسلامی!

این کلمات چماقی بود که مسئولان امر تقریبا هر منتقدی را با آن شتم و از صحنه بیرون کردند. فارغ از این که کمتر منتقدی انتقاد خود را معطوف به این ادعا کرده بود و انتقادات بر روی حرکت مسرفانه و تجملاتی حرم امام در ساخت و ساز آن تاکید داشتند. اگرچه مسئولان امر به شیوه‌های مرسوم بدون توجه به این انتقادات در فرافکنی‌های خود حتی تمام مجموعه شهرآفتاب و سازمان‌های خدماتی تاسیس شده را موضوع بحث منتقدین جلوه دادند و منتقدین را به مخالفت با خدمت‌گزاری به مردم و احترام به امام متهم کردند اما از آن‌جا که عمده توجه مخالفین و منتقدین به معماری بخش آرام‌گاه امام و تجمل آن بود و در جواب نیز مسئولین با ادعای ایرانی اسلامی -این ادعای همیشه‌گی مستعمل این روزها- دهان منتقدین را بستند، در این یادداشت سعی داریم بررسی کنیم که این صفت‌ها و ادعاها تا چه میزان با واقعیت معماری حرم امام خمینی (ره) تطبیق دارد!؟

پس طبعا این یادداشت یک یادداشت فنی و نه سیاسی‌ست که تنها به گوشه‌ای از مسائل فنی می‌پردازد و نه حتی همه نقد فنی ممکن بر این بنا، و اگر کسی مایل است از منظری فرهنگی- دینی و یا سیاسی‌تر به مساله نگاه کند کافی‌ست مجموعه انتقادات این روزها را مرور کند و یا در اشاره قدرت‌مند رهبری در سخن‌رانی روز ۱۴ خرداد دقت کند.

انقلاب اسلامی نشان داد که می‌شود خیلی چیزها را بازتعریف کرد. خیلی عادات و خاطرات را از طول تاریخ بیرون کشید و بازخوانی کرد و فقیهانه با آن‌ها روبه‌رو شد و با تصمیمی جدید انتخاب‌هایی جدید گرفت. از این نظر نمی‌توانیم انتظار معماری انقلاب اسلامی را نداشته باشیم. معماری انقلاب اسلامی بی‌شک با معماری اسلامی -به معنای عرفی دانش‌گاهی‌ش که نوعی سنت‌گرایی‌ست - تفاوت خواهد داشت.

اگر صفویه در پس اثبات شیعه به عنوان یک حکومت و البته در حد و حصر اندیشه ملوک خود راه اثبات سیاسی‌ش را در ساخت معماری‌های عظیم و پرکار صفوی می‌بیند انقلاب اسلامی از آغاز جور دیگر نظام شیعی خود را به دنیا نشان می‌دهد. امام خمینی مردی که شاید کم‌تر کسی در این که آگاهانه انتخاب می‌کرده‌است، ابهام داشته باشد، از آغاز چه در قم چه در فرانسه و چه در تهران نشان می‌دهد که عظمت حکومت‌ش را در بناهای رفیع و تزئینات نمی‌بیند. اگرچه ممکن است بگویند  زمان این حرف‌ها هم گذشته بوده است اما مگر حکام عرب تا همین امروز برای کاخ‌ها و برج‌های‌شان گران‌ترین و مفرطانه‌ترین معماری‌ها را به کار نمی‌گیرند؟ یا مگر پهلوی از عیاشی و تجمل و تزویر چیزی کم می‌گذاشت؟ اما امام خمینی از آغاز به ساده‌ترین و بی‌آلایش‌ترین‌ها بسنده می‌کنند. 

مدت‌هاست می‌خواهم پراکنده در مورد معماری انقلاب اسلامی (و نه معماری اسلامی) بنویسم. چیزی که کم‌تر جامعه دانش‌گاهی انگیزه دارد به آن بپردازد و باورمندان به انقلاب اسلامی هم کم‌تر تا کنون به آن نزدیک شده‌اند. دانش‌کده‌های معمازی کمی عقب‌تر از تاریخ هستند و پیش‌روترین آن‌ها، آن هنگام که بخواهد به هنر و معماری معاصر بپردازد نهایتا دوران پهلوی اول و دوم را می‌بیند. در واقع دانش‌گاه‌های ما به جای آن‌که در پی حل مسائل کشور باشند محتاطانه سعی می‌کنند بگذارند تا تاریخ و گذر زمان بار رسالت‌شان را از دوش بردارد. منتظرند تا انقلاب اسلامی‌ هم آن‌گونه معاصر بشود که تاریخ خودش آن را قضاوت کند و این یعنی تمام آن‌چه سواد سیاه دانش‌گاه می‌شود، برای به کار نیامدن است....

سعی می‌کنم گاه‌گاهی پراکنده از معماری (و شاید گاهی عمومی‌تر هنر) انقلاب اسلامی بنویسم و برای همین این سرفصل را به طور خاص درست کردم.

دیروز خبری در رسانه‌های جمعی منتشر شد. آقای مهدی مطلبی، از فعالان فرهنگی-سیاسی و جوانی حوزوی در سانحه‌ای رانندگی در مسیر یک همایش سیاسی فرهنگی به رحمت خدا رفتند. کسانی که نمی‌شناختندش - مانند نویسنده - از مجموعه اخبار و کامنت‌های وب‌سایت‌های خبری متوجه شدند که آدم خوب و مخلصی بوده‌است که همت این روزهای‌ش را بر آگاهی‌بخشی مردمی در موضوع هسته‌ای قرار داده و حتما برای مغفرت‌ش از درگاه خدا طلب کردند. اما عجیب آن‌که برخی از رسانه‌ها او را شهید یا شهید راه روایت مقاومت هسته‌ای خوانده بودند!

لفظ شهید اگرچه در ادبیات ما به معانی مختلف وارد است و در ادبیات دینی نیز به مجموعه‌ای از مجاهدان راه خدا که در این راه به بذل جان می‌روند اطلاق می‌شود اما در ادبیات عامه به کشته‌شد‌ه‌گان در قتال و معرکه‌ی جنگ یا کشته‌شدگان به دست دشمنان حق در راه خدا گفته می‌شود. طبعا در طول تاریخ، مردم مسلمان ما نیز همه احادیثی که ناظر بر شهید بودن محب آل علی (ع)  یا شهید بودن مجاهد در راه خدا حتی در بستر یا شهید بودن کسی که در راه طلب روزی حلال برای عیال‌ش بمیرد را خوانده‌اند و توجیه‌کنندگان نیاز به یادآوری این احادیث زیبا ندارند اما همیشه استعمال لفظ شهید به سیاقی فرهنگی برای تفکیک میان مجاهدان معمولی یا همان مرحومان شاهد با شهیدان معرکه قتال بوده است.

برای شیفته‌گان انقلاب اسلامی و عاشقان امام خمینی سخت است صحبت کردن در مورد خاری در گلو. دیدن خاری در چشم. اما تاریخ نشان می‌دهد که سکوت و سکون مردابی بستر مناسبی برای نشو پلیدی‌هاست. ناگزیر باید حرف زد. هرچند خار در گلو با سخن‌ گفتن دو چندان جراحت به بار می‌آورد.

***

سال‌هاست که پس از رحلت امام خمینی (ره) و به احترامی اخلاقی بیت امام داریم. بیت امام در تعریف اولیه یعنی خانواده نسبی امام خمینی کبیر. یعنی در ابتدا تنها خانواده ایشان مورد نظر بودند اما چندی بعد و با رحلت آن مرد خوب و ساده، به معنایی وسیع‌تر به یک خانواده بزرگ اطلاق شدند و کمی‌ بعدتر با وصلت‌های خانوادگی متعدد با هزارفامیلی روبه‌رو شدیم که دیگر به خانواده نسبی امام منحصر نبود. این خانواده‌ها در جریان طبیعی انقلاب اسلامی، نه از میراث مادی امام دست خالی و دل‌آرام ما که از صدقه سر وصلت‌های خانوادگی‌ خاص و رانت‌های مختلفی که دوره‌های سازنده‌گی و اصلاحات برای شان درنظرگرفتند آرام آرام در کنار چند خانواده بزرگ دیگر به سلسله‌‌های ذی‌نفوذ و ثروت‌مند و البته با اختلافات فکری متعدد با آرمان‌های امام خمینی بدل شدند. طبعا این‌ها همه دیگر حتی نسبت خونی و نسبی روشن یا نزدیکی با امام هم نداشتند اما به اعتبار بیت امامی و نسبت‌های هزارفامیل جای‌گاه‌های محکمی در این نظام پیدا کرده بودند. ما هنوز از سر اخلاقی عجیب به این اشراف‌زاده‌گان -متاسفانه در مواردی بدون‌ شرف- احترام می‌گذاریم.

خدا رو شکر که دوباره شروع شد.... کم کم خودمان هم داشتیم سرد و بی‌تفاوت می‌شدیم انگار... سعی می‌کنیم در خود جلسه یک توضیحی از چرایی این تاخیر بدهیم. جلسه بیست و سوم, باز هم در سالن فارابی دانش‌کده هنرهای کاربردی دانش‌گاه هنر برگزار خواهد شد.

جلسه بیست‌و‌سوم حلقه هنر یکشنبه بیست‌و‌هفتم اردی‌بهشت ماه ۹۴، با ارائه و گفت‌گو پیرامون مجموعه پوسترهای «تاقاف» از آثار گرافیکی استودیو سه‌در‌چهار همراه خواهد بود..

این جلسه را یادبودی از هنرمند جوان و انقلابی عزیز، مرحوم حسین احمدی سخا تلقی می‌کنیم که به تازگی از جمع ما رفته‌است.... مرحوم سخا در تدوین مجموعه «تاقاف» نقش موثری داشتند.

مرگ‌ در سنین بالا آیات متشابه است اما مرگ جوان‌ترها محکم....

وقتی می‌شنویم که پیرمردی دنیا را بدرود می‌گوید -آن‌قدر برای‌مان طبیعی‌ست- خدابیامرزی‌ش را بدون فاصله می‌گوییم و مرگ را از خود دورتر می‌بینیم. اما وقتی جوانی می‌رود سوال همیشه این است: چرا ؟! 

مرگ نزدیک است. به پیر و جوان . به مرد و زن. به بیمار و سالم. به ثروت‌مند و فقیر.

خُطَّ الْمَوْتُ عَلى وُلْدِ آدَمَ مَخَطَّ الْقَلادَةِ عَلى جیدِ الْفَتاةِ... 

حسین سخا رفت. جوان لاغر دوست‌داشتنی یه‌لاقبایی که هیچ ادعا نداشت. کارهای زیادی از دست و ذهن‌ش برمی‌آمد اما به روش گم‌نام‌های تاریخ کم‌تر انگیزه ابراز وجود داشت.

چند سالی‌ست به هدایت عقل نخست، بهار را با یاد مرگ شروع می‌کنم. چه آن سالی که اسباب‌کشی بیست‌ونهم اسفندش خاطره شد، چه آن سالی که خانه‌تکانی خانه موقت‌ش به یاد مرگ‌م‌ انداخت، چه سال قبل که حوصله نوشتنم نبود و چه امسال....

امسال برگ‌های شکننده و ترد تازه‌ درآمده‌ی درختان سخت مشغولم کرده‌بود.... یعنی ما روزی از دل خاک جوان بیرون می‌آییم...

فکرش را بکنید. .... آری فکرش را بکنیم؛ پیش از آن که ندای الرحیل برآید.

سال نو مبارک

بانو!
این سال‌های دور از شما، هرگاه زینب‌تان سلام‌الله‌علیها می‌خواست سوار  بر محمل شود، قمربنی‌هاشم و علی‌اکبر و البته سیدالشهدا علیهم‌السلام او را کمک می‌کردند. عباس علیه‌السلام زانو می‌زد. علی‌اکبر علیه‌السلام طناب شتر را می‌گرفت و سید‌الشهداء صلوات‌الله‌علیه کمر خواهر و دست‌های او را می‌گرفت تا سوار محمل شود.
یک امشبی، زینب تمام زنان و طفلان را سوار نمود و آخر سر  فقط خودش ماند که سوار گردد. پیش دو لشگر چشم نامحرم...
یاد آن سال‌ها افتاد انگار؛ برگشت و رو به مقتل شهدا صدا زد: « برادرم عباس! علی اکبر! برخیزید که وقت سواری آمده، مرا سوار بر محمل نمایید. 
حسینم برخیز.... »

سخت است برای آدم که مدت‌ زیادی بخواهد و گاهی هم حتی فکر کند که می‌تواند اما نتواند برود.....

سخت است چند ماه بدون زیارت او زندگی کنی. 

مدام چشم به تصویرها بدوزی و با سلام‌های پایان هر نماز دل‌خوش کنی......

سخت است اما

هرچه رضا رضا باشد.
 

دریافت
حجم: 1.04 مگابایت
 

عید مبارک..........

و من اراد المدینه و الحکمه

فلیاتها من بابها....

 

ماه ماهی‌قرمزهای خدا...

تور بیاندازید در باقی‌مانده از شعبان
ماهی‌های حسنات دارند همین جور از لای دست‌هایمان می‌روند.....
 

الا ان الذل فی طاعه الله اقرب الی العز من التعاون بمعصیه الله

خدا را شکر به خاطر این عطیه بزرگ. انقلاب شکوه‌مند اسلامی و نظام پرعظمت اسلامی. و رهبری مقتدر و عزیز اسلامی و قانون مترقی اسلامی و ملت بزرگ اسلام.

این چند روزه را خیلی با دغدغه گذراندیم و حالا نیز چیزی عوض نشده است.
وظیفه ما همیشگی بوده و همیشگی خواهد بود.....

انتخابات یازدهم ریاست جمهوری تمام شد و ملت با حضور پرشکوه یک آری محکم دیگر به جمهوری اسلامی گفتند و یک مهر ابطالی بر مجموعه دروغ‌ بزرگ ۸۸ زدند....

این تعبیری ست که خیلی دوستانم در شبکه‌های اجتماعی کردند و دل‌خوش دارند به این تعبیر پرامید.... اما واقع آن است که در پارادوکسی عمیق نیمی از همین ملت به کسی رای دادند که خود از نزدیکان فتنه‌انگیزان بود و هرچند آهسته آهسته گام برداشته بود تا گربه‌ای شاخ‌ش نزند اما هیچ‌گاه خود را از آن‌ها تبرئه نکرد و شعارهای تجمعات دیشب ستادی‌ها و برخی طرف‌داران افراطی هم به وضوح بیان‌گر این رابطه بود. از کنار این پارادوکس عمیق به این راحتی نباید گذشت، چه این که ساده‌انگاری‌ در پوسته‌های حقی نظیر احترام به پیروز یا رئیس جمهور همه ایران بودن به عدم شناخت واقعی ملت ایران و رخ‌دادی که رخ‌داده است می‌انجامد.

گوش کنید

به سعید جلیلی رای دادم. با افتخار تمام.... 

او تنها کسی بود که در این وانفسا، ریاست جمهوری اسلامی ایران را در حد یک یا چند وعده اقتصادی کوتاه یا بلندمدت پایین نیاورد.

بی‌حاشیه بود. آقازاده نداشت. کارنامه چرکین نداشت. نگاه کلان داشت و حرف‌های بزرگ و از همه مهم‌تر استقامتی ستودنی.

خدای‌ش حفظ کند که گفتمان انقلاب اسلامی را دوباره قوت بخشید؛ چه رئیس جمهور یازدهم باشد چه نباشد....

 

روزهای اخیر و در گیرودار تبلیغات انتخاباتی برخی نامزدها و بعد هم مردم حرف‌هایی زدند یا می‌زنند که خیلی‌ افق نگاه‌مان را کوتاه می‌کند. تمام دغدغه‌ها و نگاه‌مان را در مسائل مادی و اقتصادی حصر کرده‌اند غافل از آن که چیزهای دیگری هست که موجودیت ما را مستقر می‌کند و نبودشان آن را به خطر می‌اندازد.
موجودیت ایرانی ، موجودیت اسلامی ما.
کلیپ زیر را ببینید.
 
به امید پیروزی ملت بزرگ ایران و گذر از این گردنه‌های فریبنده‌ی قد کوتاه کن!

 

حدا را شکر اولین جلسه حلقه هنر را برگزار کردیم

حدودا یک ربع با تاخیر در ساعت پنج و ربع بعدظهر در سالن فارابی دانشگاه هنر تهران. با حضور قریب به ۸۰ نفر از هنرمندان و هنردوستان آشنا و ناآشنا.

به آینده جلسات حلقه هنر به شدت امیدوارم. و بخش زیادی از این امید، بر اعتماد به حضور و پیگیری شما بنیان گذاشته شده.... امیدوارم در جلسات آتی حلقه همه شما را ببینیم.

محتوای جلسه اول هم به کمک بچه‌ها و با هم‌راهی صمیمانه‌شان به خوبی در فضای وب منتشر شد

 

برای مشاهده آن‌ها می‌توانید به لینک‌های زیر بروید:

1. فیلم کوتاه «... و دیگر هیچ نبود»

2. تحلیل فیلم کوتاه «... و دیگر هیچ نبود»

3. نیمه‌ی تاریک جلوه‌های ویژه

هیچ فکر کرده‌ای چرا در ایران کم‌تر روایت ۷۵ روز را بها می‌دهند؟

بلاخره بیست روز هم بیست روز است دیگر.

صلی الله علیک یا بنت رسول الله...

 

وقتی خیلی دوروبرمان شلوغ می‌شود غالبا خیلی از چیزها یادمان می‌رود.

رسانه‌های امروز با فهم همین نکته‌ی ساده ببینید با ما چه کار کرده‌اند!؟ آن قدر اخبار و اطلاعات در جهان مخابره می‌شود و آن قدر شلوغی و آشوب و ظلم و غارت و کشتار و بمب‌گذاری و تجاوز و اشغال و ... عادی شده که مثلا اگر یک روز در اخبار خبری از این‌ها نباشد حتما جا می‌خوریم! و همین شلوغی باعث می‌شود که خیلی راحت و خیلی زود همه چیز یادمان برود.

دقت کرده‌اید مثلا در مورد موضوع فلسطین تا تجاوزی آشکار آن هم به صورت لشگرکشی زمینی و هوایی و دریایی از سوی رژیم اشغال‌گر قدس صورت نگیرد و تا آمار کشته‌ها و مجروحان و آوارگان دورقمی و سه رقمی نشود، اصلا به ذهن‌مان هم خطور نمی‌کند که قبله اول ما در اشغال و برادران‌ مسلمان ما زیر بار تجاوز و ترس و ظلم هستند؟

باز هم خدا را شکر که روز قدسی هست، که اگر حتی آن رژیم منحوس دستی آشکار دراز نکند، نمی‌گذارد این داغ از حرارت بیافتد؛ هرچند سالانه و دیر به دیر.....

فلسطین پاره تن اسلام است؛ امام گفت.

تن‌تان که پاره‌ای داشته باشد، آرام و قرار و خواب نخواهید داشت.....
نگذاریم غفلت دنیای رسانه با آن خیال انگیزی و افسون‌گری‌ش فرزندان پیامبر آخرین را دربربگیرد....
در این (همیشه بیداری) هنرمندها و اهالی رسانه حتی به قدر اشتراک گذاشتنی یا تولید محتوایی ناچیز اما ممتد، نقش عجیبی خواهند داشت....

کودک فلسطینی

جنگ، کار تا پیروزی... نام آلبومی شامل ده قطعه پوستره که به سفارش خانه طراحان و گرافیک انقلاب اسلامی وابسته به سازمان هنری رسانه‌ای اوج توسط آتلیه طراحی گرافیک سه در چهار طراحی و اجرا شده.

کارها اگرچه در آتلیه‌ی سه درچهار در طی جلسات ایده پردازی گروهی چکش کاری می شن و حتی در ایده‌پردازی این سری کارها، دوستان استودیو پنج‌اوهفت هم حضور داشتن، اما به طور مشخص طراحی و اجرای گرافیست جوان و خوش ذوق ، جناب دانیال فرخ هستند که با سبکی تجربه شده به بازسازی تصاویر خاطره انگیزی از دفاع مقدس پرداخته و اون ها رو با تصاویری امروزی و ساخته شده از عرصه کار و جهاد اقتصادی اصطلاحا میکس کرده. و انصافا هم خوب میکس کرده :)

مجموعه کارها به خوبی یک حرف رو می زنن. این که جهاد مقدس ما تمام نشده و هنوز در ابتدای راهیم. این که ادامه دهنده خون و جهاد و یاد و نام بزرگ‌مردان دفاع مقدس همین مردان کار امروز هستند که چرخ اقتصاد این ملک همیشه آباد رو می گردونن؛ چرخی که این روزها هدف تیر خصم بیرون و منافق درون این ملکه.

جهاد کنید؛ برای خدا.... یاحق


جنگ، کار؛ تا پیروزی 5

خطایی برای بار چندم رخ داد و بی‌تدبیری و نافهمی در کنار عجولی و احساس‌زدگی مسئولی میانی، آب‌روی نظام اسلامی و اعتماد مردمی او را لگدمال کرد.....

نمی‌دانم این رویه غلط تا کی ادامه پیدا می‌کند. و نمی‌دانم واقعا این احمق‌های میانی نمی‌فهمند که امت حزب‌الله از هر خطا و جهالتی که به نام اسلام و انقلاب می‌کنند حمایت نخواهد کرد.

یا آن که خود این مسئولین میانی از مزدوران و حقوق‌بگیران مخالفان نظام اسلامی هستند و خوب فهمیده اند با نشان دادن چنین وجه غیرعاقلانه‌ای از نظام، کار ناتمام منافقین را در تخریب و تضعیف نظام تمام خواهند کرد... امید دارم به جد مسئولان امنیتی کشور این مسئولان خطاکار میانی را چه در کمیته فیلترینگ چه در قوه قضاییه و چه در هر ارگان دیگری شناسایی کنند و نظام اسلامی را از افتادن به سراشیبی ازدست دادن پشتوانه مردمی نجات دهند.

 

برای بار چندم جیمیل فیلتر شد.

آن هم با عنوان دروغین "درخواست‌های مکرر مردمی" 

به چه کسی پناه ببریم که هم بر خود واجب می‌دانیم حفظ نظام و آب روی آن را و دوست نداریم زبان تیزمان نظام را مخاطب باشد و  هم دلسوزانه می دانیم نظام با تکرار این رفتارها از سوی مدیران میانی ضربه‌هایی سخت غیرقابل بازگشت و ترمیم خواهد خورد

.............

 

متن زیر در رجا هم خواندنی بود و خیلی دردها که می خواستم بنویسم را در خود داشت... والسلام علی من اتبع هدی

 

به بهانه هفته دفاع مقدس و به بهانه دغدغه‌ای جدی که هست....

می‌گویند جان و شاکله آدمی در همان سال‌های آغاز زندگی شکل می‌گیرد. پدر و مادرها این گونه خیلی موثرند بر به خیر رسیدن یا به شر افتادن کودکان‌شان.

----

شیرعلی یک شخصیت داستانی ست؛ اما نه یک داستان ساده
شیرعلی یکی از اساطیر حماسه دفاع مقدس ماست؛ اسطوره‌ای کوچک که اگرچه در کلام رزمنده‌ای برای کودک پنج‌ساله‌اش خلق می شود اما بازنمودی از بسیجیان کم‌سن و سال اما پرقدر و منزلت سال‌های دفاع مقدس است.

در این پست اسنادی از سال‌های دفاع مقدس را برای اولین بار منتشر می کنم که بی غایت خواندنی هستند.
و فکر می‌کنم در کنار تجدید خاطرات  و لذت‌های موجود در این اسناد، خیلی برایمان جای تذکر و یادآوری ست و در عین حال به نظر می‌رسد بسیار مناسب کتب درسی به خصوص نامه دوم مناسب کتاب فارسی سال دوم راهنمایی (اول دبیرستان جدید) هستند.

منبع: یانون‌دیزاین

-------------

روز قدس امسال فریاد همه مستضغفین عالم یک صدا "مرگ بر اسرائیل" خواهد بود.

فریاد مسلمون های منطقه؛ فریاد همه مردم انقلابی ایران اسلامی؛ حتی فریاد بلادیده‌گان عزیز آذربایجانی ؛ حتی تر فریاد مستضعفین و ستم‌دیدگان میانماری .... همه و همه یک صدا مرگ بر اسرائیل خواهد بود؛ چه این که ریشه تمام بلاهای این قرن، ریشه تمام ظلم ها، تمام بی عدالتی ها، تمام ناپاکی ها و پلیدی ها رو باید در این رژیم منحوس و تفکر صهیونی پشتوانه اون و حتی تمام هم‌فکران و هم‌راهان اون دانست....
 
به حمدلله در چند سال قبل (حوالی سال‌های 86 تا 90) جمعی از بروبچه های خوب دانشگاه هنر و هیئت محبان اهل بیت هنر، با دقت در مساله اسرائیل و پرداخت ویژه به اون کارهای گرافیکی فاخری در هوشیارسازی مخاطب نسبت به خطر این غده سرطانی ایجاد کردند که در اون ها با پرداخت به شرکت‌ها و بنگاه های چندملیتی صهیونیستی و مورد بهره‌برداری صهیونیست سعی کردند ندای حق جهان اسلام در تبری از این رژیم فاسد رو از طریق زبان همه‌گیر هنر به گوش جهان برسونن..... ایده اولیه این کارها، اثری از طراح جوان و اهل دل ، محمد صابر شیخ رضایی بود که گروه طراحان این کارها هم تمایل داشتند تشکر ویژه ای از ایشون بکنن.
این مجموعه به عنوان پایان‌نامه یکی از همین طراحان انجام شد و نمره خوبی هم گرفت :) .
بعدها هم همین بروبچه ها (که در آتلیه‌ی هنری سه‌درچهار گردهم میامدند) با کمک هم سایت 72dpi رو به عنوان کارگروه گرافیک هیئت هنر راه انداختن که به انتشار و تولید محتوای گرافیکی با ندای حق بپردازن که به زودی دوباره راه خواهد افتاد و این کارها هم در اون جا منتشر و نقد و بررسی خواهد شد ان شا الله....
حق انتشار چاپی این آثار به همراه تعداد دیگری اثر پوستر در همین زمینه بعدها به گروه هنری حنیف واگذار شد که قرار بود و هست تا با نشر گسترده اون‌ها مخاطب‌هایی بیشتری رو با آثار درگیر کنن که در چند سال اخیر با برگزاری نمایشگاهی در نمایشگاه قرآن به بخشی از این هدف دست پیدا کردند.
بشارت هم بدم که در آینده نزدیک هم قراره کتابی ارزش‌مند از طرف انتشارات سوره مهر با محوریت آثار گرافیکی ضدصهیونیستی چاپ بشه که ان‌شاالله این کارها رو هم شامل خواهد بود.
در ایده پردازی تا اجرای این کارها افراد متعددی دخیل بودند که می‌ترسم با نام بردن برخی‌ نام برخی رو جابندازم و شرمنده شون بشم. پس فعلا نام نمی برم تا با هماهنگی خودشون بتونم اسامی رو اینجا بنویسم

به موجب این پست در آستانه‌ی این روز عزیز قدس سال 91 بخشی از اون‌ها رو در این جا منتشر می کنم.

امید دارم که با کمک شما در جای جای جهان مجازی وب دیده بشن و در شبکه های اجتماعی فیس بوک و گوگل پلاس به اشتراک گذاشته بشن و بالا برن تا حتی به خود مخاطب‌های اصلی این پوسترها برسن....

مرگ بر اسرئیل......

 وَ لاَیَنْبَغِی لاَحَد أَنْ یَرْفَعَ بِنَاءً فَوْقَ الْکَعْبَةِ....

بعد از مکه حالا نوبت به قدس مان رسید....

وقتی تصمیم گرفتند ساختمان غول‌پیکر ابراج البیت را بالای سر کعبه بنا کنند چندان رسانه ها سخنی نگفتند و جهان اسلام هم خبردار نشد. تقریبا زمانی مسلمانان از عمق فاجعه مطلع شدند که چهارصد متر از برج‌های ششصدمتری مجموعه ابراج البیت ساخته شده بود و چندی بعد هم پروژه با بی‌شرمی تمام و در سکوت فجیع سازمان‌های مدعی میراث فرهنگ و تمدن بشری افتتاح شد.

حالا نوبت به قدس رسیده است.

دولت رژیم اشغال‌گر قدس طی تصمیمی مغرضانه با ساخت 12 آسمان خراش در شهر مقدس قدس موافقت کرد.

 

Jerusalem skyline by Jason Wain

به گمانم بدترین موجودات عالم آن به ظاهر انسان‌هایی هستند که می پسندند رنج و بلای دیگری را؛

تنها و تنها به خاطر این که احساس می کنند نفعی در آن دارند....

تنها به این خاطر که فکر می‌کنند جنازه متعفن و بی جان جنبش الکی شان با این نفس‌های آلوده جان تازه می یابد.....

 

ایمیلی برایم رسید از مکاتبه جوانی با علامه طباطبایی که در آن از ایشان دستورالعمل برایعلامه طباطبایی سلوک معنوی و خالی شدن از هوای نفس خواسته بودند.

به جز محتوای غنی ، منطقی و کامل و صدالبته جالب نامه علامه
چیزی که مهم بود آن بود که علامه طباطبایی انتظار داشتند جوانی با چنین خواستی -که به نظر شبیه خواست اکثر ماست...- تنها با بیست روز دقت عمل و مراقبه بر دستور باید به جایی محسوس و منزلی روشن در سلوک برسد...
 
شاید لازم بود انتشارش؛
برای من و شمایی که از ندیدن نادیده ها و محرم نشدن به حریم هستی خیلی زیاد نالانیم....
  
 یک نگاهی بیاندازید
یک نگاهی هم به همت و خواست درون خودمان بندازیم
شاید همین فردا پس فردا روز اول مراقبه ما باشد....