یانون

گاه‌نوشته‌های یا.نون

یانون

گاه‌نوشته‌های یا.نون

۲۰ مطلب با موضوع «واقع‌نوشته» ثبت شده است

پرچم هر کشور نماد ملی آن کشور است!؟ واقعا این طور است؟ یعنی پرچم هر کشور برآمده از ملت آن کشور، آرمان‌ها، اهداف و اعتقادات مشترک آن‌هاست؟ چه کسی‌ می‌تواند این اشتباه فاحش تاریخی را تکرار کند؟ کجا پرچم کشوری را مردمش طراحی کردند!؟ و کجا به راحتی حق اصلاح و تغییر و روزآمدی آن را دارند!؟

پرچم‌ها اصولا دیالوگی میان حکومت‌ها و سرزمین‌هاست. همین پرچم ایران خودمان -که برخی به توهم فکر می‌کنند با تحولات تدریجی هزاران سال پرچم یک ایران بزرگ توهمی بوده است و برخی به توهمی فراتر اساسا فکر می‌کتند یک «ایران بزرگ تاریخی» وجود واقعی دارد! - اساسا دیالوگ مستقیم حکومت‌های تاریخی اعراب و مسلمان در طول تاریخ هزاره اخیر با همین سرزمین است. کمی که فراتر برویم می‌بینیم این دیالوگ در ملک‌های اطراف نظیر عراق، سوریه، افغانستان، پاکستان و .... وجوهی دیگر از خود را نشان می‌دهد. پرچم ایران دو سده اخیر سبز و قرمز و سفیدش را از قیام‌های گوناگون و حکومت‌های کوچک و بزرگ دوران‌هایی خاص گرفته است. یعنی از دیالوگ‌هایی که در عمقی از تاریخ این مملکت شکل گرفته‌اند. دقیق‌تر که بشویم در همین صد و اندی سال اخیر هم یک دیالوگ در بخشی از همین پرچم در جریان بوده است. قاجاریه، پهلوی و جمهوری اسلامی هر کدام بر نماد مرکزی پرچم ایران و سایر جزئیات آن تاثیرات حکومتی خودش را اعمال می‌کنند. در واقع نماد الله مرکز پرچم ایران دقیقا یک شعار حکومتی در مقابل شعار حکومتی قبلی‌ست و فریاد حاکمیت الله به جای حاکمیت شاهانه بر ایران را دارد.

این یادداشت اگرچه از سری یادداشت‌های «معماری انقلاب اسلامی» نیست که نویسنده سودا دارد عناوین آن را به چهل برساند، اما به غرض در همین دسته‌بندی قرارگرفته است؛ چندان هم بی‌ربط نیست.

***

ساخت‌مان پلاسکو فروریخت؛‌ در حوالی ساعت یازده و بیست و نه دقیقه آخرین روز دی‌ماه یک‌هزار و سیصد و نود و پنج. در حالی که با توجه به ابعاد حادثه و رشادت آتش‌نشان‌های فداکاری که جان خود را در این حادثه از دست دادند، فروپاشی پلاسکو یک عزای ملی را بر کشور حاکم کرد. اگرچه این عزای ملی به ظاهر برای پاس از جان‌ گذشته‌گی آتش‌نشانان شهید بود اما پلاسکو نیز یک ساخت‌مان عادی نبود!

امروز در میان جمعیت نماز میت آقای هاشمی یاد نمازجمعه ۲۶ تیرماه ۸۸ تهران و خطبه‌های دوپهلوی آقای هاشمی در آن سال و مهم‌تر جمعیت حاضر در آن روز افتادم. یادش به خیر!

آن روز که هاشمی در میان بحبوحه جمعیت سخنان باب میل می‌گفت و عرصه نماز جماعت در محضر خدا به بازیچه سیاسی جمعیت بدل شده بود؛ حریم صف‌های جماعت با اختلاط دختر و پسرها، حریم روزه ماه رمضان با سیگار و بطری‌های آب و حریم انقلاب با شعارهای ضداسلامی و ضدانقلابی هتک می‌شد و هاشمی به تفقه و اجتهاد خودش دقیقا جلوداری این هتک حرمت‌ها می‌کرد، شاید خودش هم فکر نمی‌کرد روزی که دوباره به همان محل نمازجمعه تهران بیاورندش، باز هم امت اسلام و انقلابی ایران -و نه آن مخنسان ۸۸- و باز هم با فریاد معنادار «این هم لشگر آمده به عشق رهبر آمده...» بیایند و زیر تابوت آن مرحوم را بگیرند. از تمام آن قال و قیل‌ها، آخرش برای هاشمی هم احترام و پاس انقلابیون ماند و بس.

انتخابات ۲۰۱۶ ایالات متحده تمام می‌شود؛ در حالی که هزاران نفر معترض به نتایج انتخابات در خیابان‌ها مشغول اعتراض هستند و تا کنون چند ده نفر از این معترضین توسط پلیس کشته یا زخمی شده‌اند. این معترضین دقیقا که هستند؟ 

Demonstrators take over the Hollywood 101 Freeway in protest to the election of Republican Donald Trump as president in Los Angeles late on Wednesday.

کم‌تر از دو روز به انتخابات اخیر ایران مانده است و تا ساعاتی دیگر هم فرصت قانونی تبلیغات نام‌زدهای دوره اخیر به پایان می‌رسد. هرچند دقیقا نمی‌دانم این ممنوعیت در فضای مجازی دقیقا چه بردی دارد و اصلا چه طور می‌تواند یک بلاگ شخصی را هم دربربگیرد یا نه! اما محض احترام به تلقی‌های نامحترم احتمالی سعی می‌کنم یادداشت را قبل از ساعت رسمی این ممنوعیت منتشر کنم. 
انتخابات دو روز بعد مانند همه انتخاب‌‌های این سال‌های جمهوری اسلامی ایران، مهم و وحدت‌بخش و البته تفرقه‌برانگیز است و این دو آخری مانند تمام صفات انسانی دیگر از کوزه اجتماعات انسانی ترواش درون ماست.... 


دیروز خبری در رسانه‌های جمعی منتشر شد. آقای مهدی مطلبی، از فعالان فرهنگی-سیاسی و جوانی حوزوی در سانحه‌ای رانندگی در مسیر یک همایش سیاسی فرهنگی به رحمت خدا رفتند. کسانی که نمی‌شناختندش - مانند نویسنده - از مجموعه اخبار و کامنت‌های وب‌سایت‌های خبری متوجه شدند که آدم خوب و مخلصی بوده‌است که همت این روزهای‌ش را بر آگاهی‌بخشی مردمی در موضوع هسته‌ای قرار داده و حتما برای مغفرت‌ش از درگاه خدا طلب کردند. اما عجیب آن‌که برخی از رسانه‌ها او را شهید یا شهید راه روایت مقاومت هسته‌ای خوانده بودند!

لفظ شهید اگرچه در ادبیات ما به معانی مختلف وارد است و در ادبیات دینی نیز به مجموعه‌ای از مجاهدان راه خدا که در این راه به بذل جان می‌روند اطلاق می‌شود اما در ادبیات عامه به کشته‌شد‌ه‌گان در قتال و معرکه‌ی جنگ یا کشته‌شدگان به دست دشمنان حق در راه خدا گفته می‌شود. طبعا در طول تاریخ، مردم مسلمان ما نیز همه احادیثی که ناظر بر شهید بودن محب آل علی (ع)  یا شهید بودن مجاهد در راه خدا حتی در بستر یا شهید بودن کسی که در راه طلب روزی حلال برای عیال‌ش بمیرد را خوانده‌اند و توجیه‌کنندگان نیاز به یادآوری این احادیث زیبا ندارند اما همیشه استعمال لفظ شهید به سیاقی فرهنگی برای تفکیک میان مجاهدان معمولی یا همان مرحومان شاهد با شهیدان معرکه قتال بوده است.

و من اراد المدینه و الحکمه

فلیاتها من بابها....

 

گوش کنید

به سعید جلیلی رای دادم. با افتخار تمام.... 

او تنها کسی بود که در این وانفسا، ریاست جمهوری اسلامی ایران را در حد یک یا چند وعده اقتصادی کوتاه یا بلندمدت پایین نیاورد.

بی‌حاشیه بود. آقازاده نداشت. کارنامه چرکین نداشت. نگاه کلان داشت و حرف‌های بزرگ و از همه مهم‌تر استقامتی ستودنی.

خدای‌ش حفظ کند که گفتمان انقلاب اسلامی را دوباره قوت بخشید؛ چه رئیس جمهور یازدهم باشد چه نباشد....

 

روزهای اخیر و در گیرودار تبلیغات انتخاباتی برخی نامزدها و بعد هم مردم حرف‌هایی زدند یا می‌زنند که خیلی‌ افق نگاه‌مان را کوتاه می‌کند. تمام دغدغه‌ها و نگاه‌مان را در مسائل مادی و اقتصادی حصر کرده‌اند غافل از آن که چیزهای دیگری هست که موجودیت ما را مستقر می‌کند و نبودشان آن را به خطر می‌اندازد.
موجودیت ایرانی ، موجودیت اسلامی ما.
کلیپ زیر را ببینید.
 
به امید پیروزی ملت بزرگ ایران و گذر از این گردنه‌های فریبنده‌ی قد کوتاه کن!

هیچ فکر کرده‌ای چرا در ایران کم‌تر روایت ۷۵ روز را بها می‌دهند؟

بلاخره بیست روز هم بیست روز است دیگر.

صلی الله علیک یا بنت رسول الله...