یانون

گاه‌نوشته‌های یا.نون

یانون

گاه‌نوشته‌های یا.نون

۲۵ مطلب با موضوع «واقع‌نوشته» ثبت شده است

الان دیگر چند سالی‌ست که بازخوانی تاریخ اسلام و تطبیق‌ش با وضعیت امروز کشور به خوبی جا افتاده است. راستش را بخواهید من هم از این تطبیق‌ها درس می‌گیرم. آخر تاریخ در خود جوهره‌هایی دارد که ورای زمان و مکان امکان بروز مکرر دارند. تاریخ هر آن‌چه را یک بار بر پیامبر مصطفی (ص) و بعدتر بر علی مرتضی (ع) آورده است، می‌تواند دوباره بر سر هر مصلح بزرگ اجتماعی و هر انقلابی ریشه از حق‌گرفته‌ای بیاورد.. حتی کربلای حسین (ع) خود را به پهنای تاریخ وسیع کرده است تا باب تهجر را ببندد و امکان بازتعریف را در همه زمان‌ها پیش چشم ما بازکند...

در تاریخ حکومت علی (ع) سه جنگ بزرگ رقم می‌خورد؛ حتی قَتَلَ الناکثین و القاسطین و المارقین...حالا زمزمه‌های فتنه‌های جدید شنیده می‌شود.... چه بسا که به تجربه، هر ده سال منتظر یک فتنه هستیم! و این بار اساتید منبری ما خط فتنه‌های مارقین را به ما گوش‌زد می‌کنند. و از خوارج می‌گویند که «به قاعده تاریخ اصلی چون عدالت را در مقابل ولایت علم می‌کنند.»

اما مگر تاریخ، «امام علی میرباقری‌»ست که اساتید ما منتظرند بعد از صفین‌ش نهروان بیاید؛‌ بی آن که شمشیر علوی در جمل‌ش از نیام برآمده باشد؟! کجا فتنه جمل خوابیده که حالا فقط نهروان مانده باشد؟ نکند فرمان هشت ماده‌ای رهبر انقلاب را که به مدد سکوت همین نخبه‌گان و خواص و تریبون‌ها و منبرها و هزینه نکردن‌شان در راه حق در نطفه خفه شد، می‌توان بر جمل خون‌ریز فتنه‌انگیز پرهزینه تطبیق داد!!؟

برادران! اساتید! بزرگان!

واقعیتی که دم خروس‌ش پیداست را نهاده‌اید و گمان برداشته‌اید؟! فتنه جمل انقلاب اسلامی امروز چونان بزرگ شده است که بیم آن می‌رود انقلاب را یک باره ببلعد! خاندان حاکمه به نحوی بر تمام امور و سرمایه‌ها و فرصت‌ها چنبره زده است که صدای حق خیلی زودتر از همیشه در نطفه خفه می‌شود. دختر وزیر ملک قاچاق می‌کند. برادر رئیس جمهور فساد اقتصادی، برادر معاون اول‌ش در بازداشت است. برادر قاضی‌القضات متهم به فسادی مسکوت، پسر فلان آیت‌الله به فساد اقتصادی متهم؛ پسر دیگرش سوار بر مرکب چند میلیاردی در بالاشهر تهران ویراژ می‌دهد. خانواده یادگارانِ یادگارانِ [و اخیرا] یادگاران، صحبت از ژن خوب می‌کنند و مناصب مهم ملک را به رابطه مصادره می‌کنند.. قاضی‌القضات این میان در کار درس فلسفه، قضا در حال خفه کردن صداهای حق‌طلب، چرا شریح  و کوفه سال ۶۱ را هم در بازخوانی‌های تاریخی‌تان دخیل نمی‌کنید!؟

کجا نظام اسلامی ما در جمل‌ش به روی شتر سرخ‌مو تیغ کشید؟! و کجا عزیزان دوران گذشته و هم‌رزمان‌ خسته‌ش را -با اشک و افسوس- به معرکه قضا و خذلان نبرد سپرد؟! باید می‌ماندیم تا موالیان حضرت عزرائیل آن هم در استخر شاهان طاغوت، جان فتنه را بستانند!؟ و باز می‌ماندیم تا جملی‌ها از رووس فتنه برای‌مان نام اتوبان و تندیس تمام قد و دانش‌گاه و ... بسازند!؟

چرا در مقابل جمل -که در آن واقعیم- صدای‌ شما بلند نمی‌شود و حالا از نهروان می‌گویید.... نهروانی که اگر هم در پیش باشد به قاعده احکام تاریخ، نتیجه جمل و صفین است نه امری جدا از آن‌ها....

بله. نگذاریم. نگذاریم تا انقلاب در گردنه جملی خود بر زمین بنشیند. انقلابی که ناوردهای صفینی زمین‌ش نزده است اما در جمل متوقف باشد... نگذاریم تا جوانان حق‌طلب و مخلص این انقلاب برچسب نهروانی بخورند و آن قدر از حق فاصله بگیرند تا روزی به دامن باطل بیافتند...

آن قدر -به موهوم- ولایت را در مقابل عدالت بلند نکنیم که روزی خدای نکرده واقعا عدالت در مقابل ولایت بلند شود...

عدالتی که مهم‌ترین و یگانه متولی‌ش خود ولایت است؛ بوده و هست.... کجا عدالت مطالبه ولایت نبوده است و کجا در زمانه ما نیز ولایت فقیه ندای بلند عدالت‌طلبی را بلندتر نکرده است!؟ بله وقتی مادحین و منبری‌های عزیز به جای آن که ندای عدالت بشوید و کمک کار ولی خود باشند، در فکر منصب و مقام و بودجه و مصلحت و .... باشند پس چه کسی کمک کار ولی فقیه باشد تا پیش ولی اعظم خدا شرمنده نباشد....

کمی به خود بیاییم.

برای ما بچه‌ترها خمینی از حرکت تند و وحشیانه هلی‌کوپتر آغاز می‌شد‍! حرکتی که با تمام خشونت و جدیت‌ش در اقیانوس امت هضم می‌شد. امتی که موج موج می‌رفت و می‌امد. موج دست‌ها که بالا و پایین می‌رفت. تن‌ها؛ پائین که می‌رفتند و بالا نمی‌آمدند.... برای ما خمینی از این لحظات شروع شد، وقتی پای تلویزیون خیلی خوشحال صدا می‌کردیم: هلی‌کوپتر! مامان هلی‌کوپتر! و خدا می‌داند آن روز در دل مامان چه خبر بود....

ملک سیاست دست‌به‌دست است
و اینک متاسفانه حسن روحانی دوازدهمین رئیس جمهور ایران شده است. 

در حالی در انتخاباتی با ۷۳ درصد مشارکت آرای عمومی ۲۳ میلیون رای آورد که برای این رای از مجموعه وسیعی از تهمت و دروغ و خدعه و هجو و تمسخر و این آخر سر در برگزاری انتخابات، مهندسی پست و لئیمانه انتخابات هم بهره برد و صدالبته اختلاف‌ش با رقیبش چنان بود که اگر این آخر سر حضرات وزارت کشور خودشان را این طور خراب نمی‌کردند باز هم با اختلاف کم‌تر برنده می‌شد. تبریک گفتن را که چندان متوجه نیستم، اما یقینا برای من و پانزده و نیم میلیون رای مخالف جدی او، دوران مناسبی‌ست که در مقام منتقدین مصلح و دل‌سوز فعالیت اجتماعی خودمان را ادامه دهیم... شکر و الخیر فی‌ ما وقع.

***

اما این انتخابات سخت به انتخابات سال ۸۸ شبیه بود؛ دولتی سر کار بود که به زعم منتقدان‌ش با مجموعه‌ای از امکانات و بی‌اخلاقی‌ها رای غالب را از آن خود کرد؛‌ البته یک و اندی میلیون کم‌تر! و در جبهه مقابل‌ش منتقدی به بازی آمد که تا پایان رای‌گیری بر اخلاق ماند و صراحت و صداقت داشت و آخر سر هم رای قابل توجهی از جامعه را از آن خود کرد؛‌ دو و اندی بیش از رقیب هشتادوهشتی دولت آن زمان؛ کسی که البته فقط تا آخر شمارش آرا مودب ماند و ادب‌ش را به رخ کشید ....

اما این بار جامعه اصلا تکان نخورد. کسی آشوب نکرد. کسی زیر میز نزد. درست است که کسی خس و خاشاک نشد؛‌ اما خب کسی هم مانند خس و خاشاک برخورد نکرد! تفاوت کجا بود!!؟

بله. نیمه متمدن این جامعه این بار در انتخابات اقبال مردمی نیافتند! و لاجرم به نقش اجتماعی خودشان در انتقاد و کنترل دولت برآمده از سایرین می‌پردازند؛‌ دقیقا کاری که میرحسین موسوی می‌توانست انجام دهد و جامعه‌ای را متمدن نگه دارد و صدالبته دولت زمان خود را نیز کنترل و نقد کند.... اما آن زمان سفله‌گی ره‌بران منتقد آن هم‌آورد، نوعی پستی اجتماعی را در بدنه‌ی بزرگی نهادینه کرد که تا امروز هم علاوه بر خودحق‌پنداری هیچ‌گاه جنبه‌ی شکست و واقعیت را ندارند و عملا به نیمه بی تمدن و سخت هراس‌انگیز این جامعه بدل شده‌اند.... کم نیست پیغام‌هایی که به تزویر از سر نوعی خیرخواهی دست بالا از این جماعت متلون در همین نیم روز صادر شده که مثلا بگوید ما خوبیم و با بازنده خوب برخورد می‌کنیم! جمع کنید غافل‌ها! هنوز تاریخ فضاحت ۸۸ شما را به یاد دارد. هنوز نعره‌های خیابانی و آتش‌ اموال مردم و تخریب‌ها و دروغ‌ها و فحش‌های شما در خاطر ما هست. شما اساسا متمدن نیستید و تا روزی که برنده باشید مهربانی مزورانه نشان می‌دهید؛‌ درست مانند بچه‌ها که تا مراقب‌شان نباشی که خدای نکرده نبازند، باید انتظار هر حرکت غیرعاقلانه و بی‌خردانه‌ای ازشان داشته باشی....

ما با دو نیمه بالغ و کودک در جامعه‌مان مواجهیم! بگذریم

***

ما در ایران الحمدلله امروز ۱۶ میلیون منتقد خوب پاکار داریم و امید هست که این بیماری بی‌تمدنی را بتوانیم به دست هم از جان همان کودک‌ها هم دربیاوریم... 

راستی بی‌دلیل نیست که تبریک را نمی‌فهمم. اقبال مردم ایران به سفله‌گی و سفله‌پروری تبریک ندارد که... اما بلاخره همین حضور اجتماعی را باید غنیمت دانست و برای‌ش برنامه ریخت... این جامعه الحمدلله هنوز در خواب محض فرو نرفته است.

ایران چهارسال آینده ایران مهمی خواهد بود؛‌ پاشنه‌ها را وربکشید.

 

پ.ن: می‌گویند مورچه‌ای قطره آبی در لانه‌اش افتاد؛‌ فریاد برآورد که جهان را آب برد.... :) عالم بزرگ‌ترست از هرچه که فکر می‌کنید.

پ.ن۲: لازم به تاکید و توضیح نبود که این وسط میان دو طیف بالغ و نابالغ کشور توده‌های عظیم در حال زندگی هستند که وظیفه بزرگ نظام دریافتن همین مستضعفین میانیه
پ.ن۳: دوباره لازم به ذکر هم نیست لاجرم که انتخاباتی کاملا قانونی و درست بود که براساس تایید نگهبان رسمی‌ش همه اون رو به خوبی قبول داریم! ما ناسلامتی طرف‌دار کسی بودیم که طرف‌داران‌ش جزو بخش بالغ جامعه هستند! بی‌دلیل کسی توهم نکنه خدای‌نکرده

در خبرها آمده که مناظرات انتخاباتی امسال به صورت ضبطی خواهد بود و این تصمیم از جانب وزارت کشور دولت وقت گرفته شده است. هرچند با رد صلاحیت آن کسی که توان داشت دولت وقت را در مناظرات به خاک سیاه بنشاند و تشت رسوایی‌ش را از بام به زمین اندازد، احتمالا دیگر اصراری روی این مساله از طرف دولت نخواهد بود و بازی بچه‌گانه توصیه ریایی رئیس جمهوری به زنده بودن مناظرات، کار خودش را خواهد کرد و مناظرات زنده خواهد شد ؛ چرا که از نظر دولت آن خطر اصلی از میان رفته است، اما اصل مساله کمکان باقی‌ست.

فردا آخرین مهلت ثبت‌نام دوازدهمین دوره ریاست جمهوری‌ست و تا امروز تقریبا با ثبت‌نام برخی از شاخص‌ترین از فعالان سیاسیِ انتخابات پیش‌رو، هندسه کلی انتخابات دوازدهم، مشخص شده است. اما این میان هنوز ابهاماتی هست که شاید دغدغه‌مندان کشور نباید بی‌تفاوت بگذرند و این آخرین لحظات را به سهو پشت سر بگذارند. 

- جناب روحانی ثبت‌نام کرده است و کاندیدای جریان‌های سیاسی متعدد و صدالبته مورد انتخاب بخش قابل توجهی از ملت ایران خواهد بود.

- در مقابل پس از بازی‌های فراوان سیاسی و کشاکش عمیق میان منتقدین به وضع موجود، جناب رئیسی نیز «مستقلا» پا به عرصه انتخابات گذاشته‌است که به زعم بسیاری، اصلی‌ترین رقیب دولت فعلی خواهد بود. این تصور از پس آرای مکرر جمع موسوم به جمنا و تنفس جریان حزب‌اللهی و منتقدین دولت جناب روحانی کاملا قابل هضم است. «جمنا»یی که رئیسی هیچ‌گاه تلاش آن‌ها برای تصاحب‌ش را نپذیرفت؛ هرچند مانند بسیاری از ما به تلاش کلی آن‌ها برای سامان و وحدت احترام گذاشت و خداقوت گفت.

- از گوشه‌ای دیگر نیز مطابق تصور بسیاری از فعالان سیاسی و فرهنگی، ظاهرا جناب جلیلی به دلیل نزدیکی کلی اندیشه‌ها با جناب رئیسی و لااقل به دلیل عدم اختلاف جدی و عمیق، تصمیم بر عدم حضور در مرحله ثبت‌نام انتخابات دارد که این رویه البته با روش انقلابی و خوی آرام و سلیم جلیلی تطابق کامل دارد. جلیلی نشان داده‌است که به کلیت انقلاب و آرمان‌های اصیل آن بیش‌تر از هر حزب و جبهه و جناحی تعلق دارد و این طور کناره‌گیری‌ها و حس تکلیف‌ها از ماهیت انقلابیِ یک انقلابی جدا نیست.

پرچم هر کشور نماد ملی آن کشور است!؟ واقعا این طور است؟ یعنی پرچم هر کشور برآمده از ملت آن کشور، آرمان‌ها، اهداف و اعتقادات مشترک آن‌هاست؟ چه کسی‌ می‌تواند این اشتباه فاحش تاریخی را تکرار کند؟ کجا پرچم کشوری را مردمش طراحی کردند!؟ و کجا به راحتی حق اصلاح و تغییر و روزآمدی آن را دارند!؟

پرچم‌ها اصولا دیالوگی میان حکومت‌ها و سرزمین‌هاست. همین پرچم ایران خودمان -که برخی به توهم فکر می‌کنند با تحولات تدریجی هزاران سال پرچم یک ایران بزرگ توهمی بوده است و برخی به توهمی فراتر اساسا فکر می‌کتند یک «ایران بزرگ تاریخی» وجود واقعی دارد! - اساسا دیالوگ مستقیم حکومت‌های تاریخی اعراب و مسلمان در طول تاریخ هزاره اخیر با همین سرزمین است. کمی که فراتر برویم می‌بینیم این دیالوگ در ملک‌های اطراف نظیر عراق، سوریه، افغانستان، پاکستان و .... وجوهی دیگر از خود را نشان می‌دهد. پرچم ایران دو سده اخیر سبز و قرمز و سفیدش را از قیام‌های گوناگون و حکومت‌های کوچک و بزرگ دوران‌هایی خاص گرفته است. یعنی از دیالوگ‌هایی که در عمقی از تاریخ این مملکت شکل گرفته‌اند. دقیق‌تر که بشویم در همین صد و اندی سال اخیر هم یک دیالوگ در بخشی از همین پرچم در جریان بوده است. قاجاریه، پهلوی و جمهوری اسلامی هر کدام بر نماد مرکزی پرچم ایران و سایر جزئیات آن تاثیرات حکومتی خودش را اعمال می‌کنند. در واقع نماد الله مرکز پرچم ایران دقیقا یک شعار حکومتی در مقابل شعار حکومتی قبلی‌ست و فریاد حاکمیت الله به جای حاکمیت شاهانه بر ایران را دارد.

این یادداشت اگرچه از سری یادداشت‌های «معماری انقلاب اسلامی» نیست که نویسنده سودا دارد عناوین آن را به چهل برساند، اما به غرض در همین دسته‌بندی قرارگرفته است؛ چندان هم بی‌ربط نیست.

***

ساخت‌مان پلاسکو فروریخت؛‌ در حوالی ساعت یازده و بیست و نه دقیقه آخرین روز دی‌ماه یک‌هزار و سیصد و نود و پنج. در حالی که با توجه به ابعاد حادثه و رشادت آتش‌نشان‌های فداکاری که جان خود را در این حادثه از دست دادند، فروپاشی پلاسکو یک عزای ملی را بر کشور حاکم کرد. اگرچه این عزای ملی به ظاهر برای پاس از جان‌ گذشته‌گی آتش‌نشانان شهید بود اما پلاسکو نیز یک ساخت‌مان عادی نبود!

امروز در میان جمعیت نماز میت آقای هاشمی یاد نمازجمعه ۲۶ تیرماه ۸۸ تهران و خطبه‌های دوپهلوی آقای هاشمی در آن سال و مهم‌تر جمعیت حاضر در آن روز افتادم. یادش به خیر!

آن روز که هاشمی در میان بحبوحه جمعیت سخنان باب میل می‌گفت و عرصه نماز جماعت در محضر خدا به بازیچه سیاسی جمعیت بدل شده بود؛ حریم صف‌های جماعت با اختلاط دختر و پسرها، حریم روزه ماه رمضان با سیگار و بطری‌های آب و حریم انقلاب با شعارهای ضداسلامی و ضدانقلابی هتک می‌شد و هاشمی به تفقه و اجتهاد خودش دقیقا جلوداری این هتک حرمت‌ها می‌کرد، شاید خودش هم فکر نمی‌کرد روزی که دوباره به همان محل نمازجمعه تهران بیاورندش، باز هم امت اسلام و انقلابی ایران -و نه آن مخنسان ۸۸- و باز هم با فریاد معنادار «این هم لشگر آمده به عشق رهبر آمده...» بیایند و زیر تابوت آن مرحوم را بگیرند. از تمام آن قال و قیل‌ها، آخرش برای هاشمی هم احترام و پاس انقلابیون ماند و بس.

انتخابات ۲۰۱۶ ایالات متحده تمام می‌شود؛ در حالی که هزاران نفر معترض به نتایج انتخابات در خیابان‌ها مشغول اعتراض هستند و تا کنون چند ده نفر از این معترضین توسط پلیس کشته یا زخمی شده‌اند. این معترضین دقیقا که هستند؟ 

Demonstrators take over the Hollywood 101 Freeway in protest to the election of Republican Donald Trump as president in Los Angeles late on Wednesday.

کم‌تر از دو روز به انتخابات اخیر ایران مانده است و تا ساعاتی دیگر هم فرصت قانونی تبلیغات نام‌زدهای دوره اخیر به پایان می‌رسد. هرچند دقیقا نمی‌دانم این ممنوعیت در فضای مجازی دقیقا چه بردی دارد و اصلا چه طور می‌تواند یک بلاگ شخصی را هم دربربگیرد یا نه! اما محض احترام به تلقی‌های نامحترم احتمالی سعی می‌کنم یادداشت را قبل از ساعت رسمی این ممنوعیت منتشر کنم. 
انتخابات دو روز بعد مانند همه انتخاب‌‌های این سال‌های جمهوری اسلامی ایران، مهم و وحدت‌بخش و البته تفرقه‌برانگیز است و این دو آخری مانند تمام صفات انسانی دیگر از کوزه اجتماعات انسانی ترواش درون ماست....