یانون

گاه‌نوشته‌های یا.نون

یانون

گاه‌نوشته‌های یا.نون

۲۴ مطلب با موضوع «نقدنوشته» ثبت شده است

این روزها در ادبیات فضای مجازی هشتگ یعنی # که صدالبته در واقع نماد عدد (Number Sign) است به عنوان یک کلمه و نماد معنادار پذیرفته شده است. شما با درج # در کنار یک عبارت متنی آن را به یک گزاره قابل ارجاع، به یک ایندکس تبدیل می‌کنید. با همین علامت موج‌های شبکه‌ی مجازی راه می‌اندازید و خودتان را در صدر لیست تحول و گردش فضای مجازی (Trend) جا می‌دهید... به ظاهر همه چیز دارد نو به نو می‌شود. تعاملی جدید، ابزارها و ادبیاتی جدید و صدالبته جهانی جدید.

دغدغه معماری اسلامی این روزهای کشور ناشی از فقدان چیزهایی‌ست. بزرگان فکری و فرهنگی کشور، سال‌هاست زنگ خطر اضمحلال هنر و معماری اسلامی را در وانفسای امور معاصر حاکم بر این عرصه‌ها به صدا درآورده‌اند. اما تا جای‌گزینی درست وجود نداشته باشد صحبت از این دغدغه راه به جایی نمی‌برد و مسیر رسیدن به جای‌گزین درست شاید از مسیر نقد درستی از وضعیت فعلی معماری و هنر کشور بگذرد. شاید اگر انقلاب اسلامی ایران نبود، باید بی‌تعارف از عدم امکان بازآفرینی معماری موسوم به معماری اسلامی سنتی از منظر فرم و مصالح و سامان‌ نیازها در تناسب با واقعیت‌های زمان خودمان صحبت می‌کردیم، اما انقلاب اسلامی که خود با وجود برخاستن از خاست‌گاهی سنتی و دینی در تناسب با دنیای جدید راه‌کارهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی وسیعی‌ پیش پای مردم ایران گذاشت، امید امکان زنده‌کردن معماری اسلامی را به نحوی دیگر زنده می‌کند. معماری اسلامی جهان معاصر -حداقل شاخه ایرانی آن- بی‌شک معماری انقلاب اسلامی خواهد بود و نه معماری اسلامی.

متن مشترک وین به رغم خطوط قرمز تعیین‌شده و شاید به طمع و امید تسلیم رهبری و در عمل انجام شده قرار دادن او و مجلس شورای اسلامی، در هتل کوبورگ میان دولت‌مردان ایرانی و شش قدرت جهانی تنظیم شد. متنی که جریان دولت تلاش دارند بدون درنظرگرفتن رویه قانونی، آن را توافق بنامند و دهان منتقدان را ببندند. و البته متنی که متاسفانه هنوز برخی از دردمندان اخلاق‌مدار داخلی حواس‌شان نیست ‍(۱) که رد آن از سوی رهبری یا مجلس هزینه کمی ندارد و تصور کرده‌اند که یک گفت‌گوی شبانه دوستانه ساده میان کری و موگرینی بوده و همین... هرچند خدا را شکر مجلس متعهد است که در صورت عدم مطابقت این سیاهه با خطوط قرمز انقلاب اسلامی آن را غیرمعتبر اعلام کند و رهبری هم به سیاق صراحت الاهی این سال‌هایش یقینا منافع ملت را معامله تخواهند کرد و تنها کار برای انقلاب سخت‌تر شده است و ضیافت جام زهری و ...... اما این‌ها و اصلا کل توافق آن چنان مهم نیست که در مقابل رسانه‌ها پر از خبر‌هایی می‌شود که  از شادی عده‌ای از مردم بعد از توافق وین مخابره می‌کنند.

این یادداشت را ۲۱ خرداد ۹۴ نوشتم و برای انتشار به یانون‌دیزاین دادم. بعدتر خبرگزاری‌ها هم بازنشرش کردند. محض ماندن در سابقه این پرونده معماری انقلاب اسلامی به عنوان دومین یادداشت این پرونده این‌جا بازنشرش می‌کنم....

———-

ساختمان جدید حرم امام خمینی (ره) ۱۴ خرداد با حضور مردم افتتاح شد. از انتشار اولین تصاویر رسانه‌ای از کالبد حرم تا ورود مردم به حرم یک هفته‌ای انتقادات و گفت‌گوهای رسانه‌ای متفاوتی پیرامون این ساخت و ساز جدید ایراد شده بود که هیچ کدام مسؤولان مربوطه را مجاب نکرد. دست آخر مسؤول مستقیم قضیه با حضور در بخش گزارش خبری شبکه دو با دفاع کامل از تصمیمات و معماری حرم آن را معماری ایرانی-اسلامی درخور امام و انقلاب دانست که به هیچ وجه صفات مسرفانه زیبنده آن نیست و حتی در نسبت با معماری آن، به شهادت متخصصان هزینه‌هایی نصف هزینه عرف را در پی داشته است. و این یعنی صرفه‌جویی زاهدانه در ساخت حرم امام!

معماری ایرانی اسلامی!

این کلمات چماقی بود که مسئولان امر تقریبا هر منتقدی را با آن شتم و از صحنه بیرون کردند. فارغ از این که کمتر منتقدی انتقاد خود را معطوف به این ادعا کرده بود و انتقادات بر روی حرکت مسرفانه و تجملاتی حرم امام در ساخت و ساز آن تاکید داشتند. اگرچه مسئولان امر به شیوه‌های مرسوم بدون توجه به این انتقادات در فرافکنی‌های خود حتی تمام مجموعه شهرآفتاب و سازمان‌های خدماتی تاسیس شده را موضوع بحث منتقدین جلوه دادند و منتقدین را به مخالفت با خدمت‌گزاری به مردم و احترام به امام متهم کردند اما از آن‌جا که عمده توجه مخالفین و منتقدین به معماری بخش آرام‌گاه امام و تجمل آن بود و در جواب نیز مسئولین با ادعای ایرانی اسلامی -این ادعای همیشه‌گی مستعمل این روزها- دهان منتقدین را بستند، در این یادداشت سعی داریم بررسی کنیم که این صفت‌ها و ادعاها تا چه میزان با واقعیت معماری حرم امام خمینی (ره) تطبیق دارد!؟

پس طبعا این یادداشت یک یادداشت فنی و نه سیاسی‌ست که تنها به گوشه‌ای از مسائل فنی می‌پردازد و نه حتی همه نقد فنی ممکن بر این بنا، و اگر کسی مایل است از منظری فرهنگی- دینی و یا سیاسی‌تر به مساله نگاه کند کافی‌ست مجموعه انتقادات این روزها را مرور کند و یا در اشاره قدرت‌مند رهبری در سخن‌رانی روز ۱۴ خرداد دقت کند.

انقلاب اسلامی نشان داد که می‌شود خیلی چیزها را بازتعریف کرد. خیلی عادات و خاطرات را از طول تاریخ بیرون کشید و بازخوانی کرد و فقیهانه با آن‌ها روبه‌رو شد و با تصمیمی جدید انتخاب‌هایی جدید گرفت. از این نظر نمی‌توانیم انتظار معماری انقلاب اسلامی را نداشته باشیم. معماری انقلاب اسلامی بی‌شک با معماری اسلامی -به معنای عرفی دانش‌گاهی‌ش که نوعی سنت‌گرایی‌ست - تفاوت خواهد داشت.

اگر صفویه در پس اثبات شیعه به عنوان یک حکومت و البته در حد و حصر اندیشه ملوک خود راه اثبات سیاسی‌ش را در ساخت معماری‌های عظیم و پرکار صفوی می‌بیند انقلاب اسلامی از آغاز جور دیگر نظام شیعی خود را به دنیا نشان می‌دهد. امام خمینی مردی که شاید کم‌تر کسی در این که آگاهانه انتخاب می‌کرده‌است، ابهام داشته باشد، از آغاز چه در قم چه در فرانسه و چه در تهران نشان می‌دهد که عظمت حکومت‌ش را در بناهای رفیع و تزئینات نمی‌بیند. اگرچه ممکن است بگویند  زمان این حرف‌ها هم گذشته بوده است اما مگر حکام عرب تا همین امروز برای کاخ‌ها و برج‌های‌شان گران‌ترین و مفرطانه‌ترین معماری‌ها را به کار نمی‌گیرند؟ یا مگر پهلوی از عیاشی و تجمل و تزویر چیزی کم می‌گذاشت؟ اما امام خمینی از آغاز به ساده‌ترین و بی‌آلایش‌ترین‌ها بسنده می‌کنند. 

برای شیفته‌گان انقلاب اسلامی و عاشقان امام خمینی سخت است صحبت کردن در مورد خاری در گلو. دیدن خاری در چشم. اما تاریخ نشان می‌دهد که سکوت و سکون مردابی بستر مناسبی برای نشو پلیدی‌هاست. ناگزیر باید حرف زد. هرچند خار در گلو با سخن‌ گفتن دو چندان جراحت به بار می‌آورد.

***

سال‌هاست که پس از رحلت امام خمینی (ره) و به احترامی اخلاقی بیت امام داریم. بیت امام در تعریف اولیه یعنی خانواده نسبی امام خمینی کبیر. یعنی در ابتدا تنها خانواده ایشان مورد نظر بودند اما چندی بعد و با رحلت آن مرد خوب و ساده، به معنایی وسیع‌تر به یک خانواده بزرگ اطلاق شدند و کمی‌ بعدتر با وصلت‌های خانوادگی متعدد با هزارفامیلی روبه‌رو شدیم که دیگر به خانواده نسبی امام منحصر نبود. این خانواده‌ها در جریان طبیعی انقلاب اسلامی، نه از میراث مادی امام دست خالی و دل‌آرام ما که از صدقه سر وصلت‌های خانوادگی‌ خاص و رانت‌های مختلفی که دوره‌های سازنده‌گی و اصلاحات برای شان درنظرگرفتند آرام آرام در کنار چند خانواده بزرگ دیگر به سلسله‌‌های ذی‌نفوذ و ثروت‌مند و البته با اختلافات فکری متعدد با آرمان‌های امام خمینی بدل شدند. طبعا این‌ها همه دیگر حتی نسبت خونی و نسبی روشن یا نزدیکی با امام هم نداشتند اما به اعتبار بیت امامی و نسبت‌های هزارفامیل جای‌گاه‌های محکمی در این نظام پیدا کرده بودند. ما هنوز از سر اخلاقی عجیب به این اشراف‌زاده‌گان -متاسفانه در مواردی بدون‌ شرف- احترام می‌گذاریم.

الا ان الذل فی طاعه الله اقرب الی العز من التعاون بمعصیه الله

خدا را شکر به خاطر این عطیه بزرگ. انقلاب شکوه‌مند اسلامی و نظام پرعظمت اسلامی. و رهبری مقتدر و عزیز اسلامی و قانون مترقی اسلامی و ملت بزرگ اسلام.

این چند روزه را خیلی با دغدغه گذراندیم و حالا نیز چیزی عوض نشده است.
وظیفه ما همیشگی بوده و همیشگی خواهد بود.....

انتخابات یازدهم ریاست جمهوری تمام شد و ملت با حضور پرشکوه یک آری محکم دیگر به جمهوری اسلامی گفتند و یک مهر ابطالی بر مجموعه دروغ‌ بزرگ ۸۸ زدند....

این تعبیری ست که خیلی دوستانم در شبکه‌های اجتماعی کردند و دل‌خوش دارند به این تعبیر پرامید.... اما واقع آن است که در پارادوکسی عمیق نیمی از همین ملت به کسی رای دادند که خود از نزدیکان فتنه‌انگیزان بود و هرچند آهسته آهسته گام برداشته بود تا گربه‌ای شاخ‌ش نزند اما هیچ‌گاه خود را از آن‌ها تبرئه نکرد و شعارهای تجمعات دیشب ستادی‌ها و برخی طرف‌داران افراطی هم به وضوح بیان‌گر این رابطه بود. از کنار این پارادوکس عمیق به این راحتی نباید گذشت، چه این که ساده‌انگاری‌ در پوسته‌های حقی نظیر احترام به پیروز یا رئیس جمهور همه ایران بودن به عدم شناخت واقعی ملت ایران و رخ‌دادی که رخ‌داده است می‌انجامد.

خطایی برای بار چندم رخ داد و بی‌تدبیری و نافهمی در کنار عجولی و احساس‌زدگی مسئولی میانی، آب‌روی نظام اسلامی و اعتماد مردمی او را لگدمال کرد.....

نمی‌دانم این رویه غلط تا کی ادامه پیدا می‌کند. و نمی‌دانم واقعا این احمق‌های میانی نمی‌فهمند که امت حزب‌الله از هر خطا و جهالتی که به نام اسلام و انقلاب می‌کنند حمایت نخواهد کرد.

یا آن که خود این مسئولین میانی از مزدوران و حقوق‌بگیران مخالفان نظام اسلامی هستند و خوب فهمیده اند با نشان دادن چنین وجه غیرعاقلانه‌ای از نظام، کار ناتمام منافقین را در تخریب و تضعیف نظام تمام خواهند کرد... امید دارم به جد مسئولان امنیتی کشور این مسئولان خطاکار میانی را چه در کمیته فیلترینگ چه در قوه قضاییه و چه در هر ارگان دیگری شناسایی کنند و نظام اسلامی را از افتادن به سراشیبی ازدست دادن پشتوانه مردمی نجات دهند.

 

برای بار چندم جیمیل فیلتر شد.

آن هم با عنوان دروغین "درخواست‌های مکرر مردمی" 

به چه کسی پناه ببریم که هم بر خود واجب می‌دانیم حفظ نظام و آب روی آن را و دوست نداریم زبان تیزمان نظام را مخاطب باشد و  هم دلسوزانه می دانیم نظام با تکرار این رفتارها از سوی مدیران میانی ضربه‌هایی سخت غیرقابل بازگشت و ترمیم خواهد خورد

.............

 

متن زیر در رجا هم خواندنی بود و خیلی دردها که می خواستم بنویسم را در خود داشت... والسلام علی من اتبع هدی

 

 چند روز پیش در رسانه های جمعی صحبت هایی از حجت الاسلام و المسلمین قرائتی منتشر شد که انتقادهایی به جا و خوب از روند مزورانه و مسرفانه تبلیغات دین و فرهنگی بود. از جمله این انتقادات، انتقادی مهم در باب پرهیز از اسراف و تجمل در ساخت مساجد و هنرهای وابسته به آن بود که آقای قرائتی با بیانی جالب -مانند همیشه- گفته بودند: “اینکه بودجه صرف نمایشگاه قرآن یا فلان کاشی‌کاری می‌شود که خط آن را هیچ جنّی نمی‌تواند بخواند، چه بهر‌ه‌ای برای اسلام دارد؟! ” +

اگرچه روی اصلی این سخن با اسراف و در نهی از اسراف است و سخنی حق و حتی به نوعی درد امروز معماری مذهبی-اسلامی ماست، اما برداشتی دیگر از این صحبت‌ها ابهام‌هایی در زمینه ارزش‌های هنری نهفته در آثار معماری اسلامی نظیر کاشی‌کاری ها بوجود می‌آورد و پرسشی مهم را مطرح می‌نمود که به راستی اهداف نهفته در کاشی‌کاری ها و خوش‌نویسی کتیبه‌های اسمای الاهی در مساجد و مراکز مذهبی جهان اسلام چه بوده است و امروز در عصر جدید چه باید کرد؟

یادداشت زیر که توسط خانم ناگهانی (از طراحان معمار و محققین ارجمند معماری اسلامی ) و اعمال نظراتی از جانب بنده نوشته شده است بر این سوال مهم و پاسخ آن تا حدودی دقیق‌تر شده است.

 

فهم چیستی و چگونگی هنرهای آوانگارد معاصر جهان غرب و نسبت اون‌ها با طبیعت‌گرایی کهن عموما کار راحتی نیست. مخصوصا برای من و شمایی که در بستر تمدنی غرب بزرگ نشده ایم و سربرنیاورده‌ایم عموما به راحتی این شناخت حاصل نمی‌شود.

طرح زیر را اول بار در گوگل پلاس در صفحه‌ی یانون‌دیزاین منتشر کردم و خوب از آن استقبال شد و معلوم شد دوستان در برخورد با این اینفوگرافی ساده احساس می‌کنند به خوبی تفاوت میان پهنه‌ی وسیع سبک‌های هنر معاصر را درک می کنند.

و اگرچه این بیان تنها بیانی فرمی است اما به راستی به آدم درکی یک باره و کلی می دهد و این لذت بخش است.

 

 

 

چندوقت قبل هم کمیکی در این جا منتشر کرده بودم که خوب نشان می داد سیر تکامل هنر غرب را در چند دهه اخیر و اگرچه موضوعش مانند این اینفوگرافی نشان دادن سیر هنر نبود اما حرف های خوبی برای گفتن داشت. 

آن را هم ببینید....