یانون

گاه‌نوشته‌های یا.نون

یانون

گاه‌نوشته‌های یا.نون

سبک‌بالان خرامیدند و رفتند

دوشنبه, ۱۰ بهمن ۱۳۹۰، ۰۷:۵۰ ب.ظ

کم دست و دلم به بلاگ نویسی می رود این روزها. اما درست نیست چراغ این خانه روشن نماند.

---------------------

این را خیلی وقت بود قرار بود این جا منتشر کنم اما قسمت نمی شد انگار. 

از آن دسته اشعار و نوحه هایی ست که برخلاف این نوحه های این روزها، دوست داری گاهی صدها بار گوش کنی و با هر بارش بالا و پایین بروی و در جذبه‌ای عاشقانه از دنیا و مافیهایش فاصله بگیری......

 

کریمان گرچه ستار العیوب‌ند
گدایانی که محبوب‌ند خوبند.....

به نام کریم‌ش بخوانیدش........

 



  دریافت فایل
سبک‌بالان خرامیدند و رفتند...

سایز فایل:1.55 مگابایت

:


سبکبالان خرامیدند و رفتند
مرا بیچاره نامیدند و رفتند

 

سواران لحظه‌ای تمکین نکردند
ترحم بر من مسکین نکردند

 

سواران از سر نعش‌م گذشتند
فغان‌ها کردم، اما برنگشتند

 

اسیر و زخمی و بی دست و پا من
رفیقان! این چه سودا بود با من؟

 

رفیقان، رسم هم‌دردی کجا رفت؟
جوان‌مردان، جوان‌مردی کجا رفت؟

 

مرا این پشت، مگذارید بی پاک
گناه‌م چیست، پای‌م بود در خاک

 

اگر دیر آمدم مجروح بودم
اسیر قبض و بست روح بودم

 

در باغ شهادت را نبندید
به ما بی‌چاره‌گان زان سو نخندید

 

رفیقانم دعا کردند و رفتند
مرا زخمی رها کردند و رفتند

 

رها کردند در زندان بمانم
دعا کردند سرگردان بمانم

 

شهادت نردبان آسمان بود
شهادت آسمان را نردبان بود

 

چرا برداشتند این نردبان را؟
چرا بستند راه آسمان را؟

 

مرا پایی به دست نردبان بود
مرا دستی به بام آسمان بود

 

تو بالا رفته‌ای من در زمین‌م
برادر! روسیاه‌م، شرمگین‌م

 

مرا اسب سپیدی بود روزی
شهادت را امیدی بود روزی

 

در این اطراف، دوش ای دل تو بودی!
نگهبان دیشب، ای غافل تو بودی!

 

بگو اسب سپیدم را که دزدید
امیدم را، امیدم را که دزدید

 

مرا اسب چموشی بود روزی
شهادت می فروشی بود روزی

 

شبی چون باد بر یالش خزیدم
به سوی خانه‌ی ساقی دویدم

 

چهل شب راه را بی‌وقفه راندم
چهل تسبیح ساقی‌نامه خواندم

 

ببین ای دل، چقدر این قصر زیباست
گمان‌م خانه‌ی ساقی همین جاست

 

دل‌م تا دست بر دامان در زد
دو دستی سنگ شیون را به سر زد

 

امیدم مشت نومیدی به در کوفت
نگاهم قفل در، میخ قدر کوفت

 

چه درد است این که در فصل اقاقی
به روی عاشقان در بسته ساقی

 

بر این در،‌ وای من! قفلی لجوج است
بجوش ای اشک هنگام خروج است

 

در می‌خانه را گیرم که بستند
کلیدش را چرا یا رب شکستند؟!

 

دعا کردند در زندان بمانم
دعا کردند سرگردان بمانم

 

من آخر طاقت ماندن ندارم
خدایا تاب جان کندن ندارم

 

دلم تا چند یا رب خسته باشد؟
در لطف تو تا کی بسته باشد؟

 

بیا باز امشب ای دل در بکوبیم
بیا این بار محکم‌تر بکوبیم

 

مکوب ای دل به تلخی دست بر دست
در این قصر بلور آخر کسی هست

 

بکوب ای دل که این جا قصر نور است
بکوب ای دل مرا شرم حضور است

 

بکوب ای دل که غفار است یارم
من از کوبیدن در شرم دارم

 

بکوب ای دل که جای شک و ظن نیست
مرا هر چند روی در زدن نیست

 

کریمان گر چه ستار‌العیوب‌ند
گدایانی که محبوب‌ند خوب‌ند

 

بکوب ای دل،‌ مشو نومید از این در
بکوب ای دل هزاران بار دیگر

 

دلا! پیش آی تا داغت بگویم
به گوشت، قصه‌ای شیرین بگویم

 

برون آیی اگر از حفره‌ی ناز
به رویت می‌گشایم سفره‌ی راز

 

نمی‌دانم بگویم یا نگویم
دلا! بگذار، تا حالا نگویم

 

ببخش ای خوب امشب، ناتوانم
خطا در رفته از دست زبانم

 

لطیفا! رحمت آور، من ضعیف‌م
قوی‌تر از من است، امشب حریف‌م

 

شبی ترک محبت گفته بودم
میان دره‌ی شب خفته بودم

 

نی‌ام از ناله‌ی شیرین تهی بود
سرم بر خاک طاقت سر نمی‌سود

 

زبان‌م حرف با حرفی نمی‌زد
سکوت‌م ظرف بر ظرفی نمی‌زد

 

نگاه‌م خال، در جایی نمی‌کوفت
به چشم‌م اشک غم، تایی نمی‌کوفت

 

دلم در سینه قفلی بود، محکم
کلیدش بود، در دریاچه‌ی غم

 

امیدم، گرد امیدی نمی‌گشت
شب‌م دنبال خورشیدی نمی‌گشت

 

حبیب‌م قاصدی از پی فرستاد
پیامی با بلوری می فرستاد

 

الا! ای عاشق اندوه‌گین‌م
نمی‌خواهم تو را غم‌گین ببینم

 

اگر آه تو از جنس نیاز است
در باغ شهادت باز، باز است

 

نمی‌دانم که در سر، این چه سودا است!
همین اندازه می‌دانم که زیبا است

 

خداوندا چه دردست این چه درد است
که فولاد دل‌م را آب کرده است

 

مرا ای دوست، شرم بنده‌گی کشت
چه لطف است این، مرا شرمنده‌گی کشت

 

که می‌دانم تو را شرم حضور است
مشو نومید، این جا قصر نور است...........

 

نظرات  (۳۰)

 خیلی سخته آدم افسوس تاریخ تولدشو بخوره

 سلام

بابت فایلی که برای دانلود گذاشتید واقعا ممنونم

پاسخ:
خواهش می کنم. خوشحالم که مورد استفاده بود...
  • حمید صالحی
  • استفاده کردیم روح مون باز شد.
    پاسخ:
    خواهش می کنم.
    پایدار باشید
    http://dokoheh.blogfa.com/

    مرسی

     

    خدا خیرت بده خیلی دنبال این روضه گشتم انشا الله شهادت نسیب هممون بشه
    ممنون از گذاردن سبک بالان خرامیدن فیض بردیم کلی برای خودت خیرات جمع کردی. ما گنهکاران رو هم دعا کنید .اجرکم عنداله. 
     در ضمن از وب من وداع شقایق هم منت بگذارید و دیدن فرمایید .
    شما رو باکمال افتخار لینک میکنم
    پاسخ:
    لطف دارید..... حتما
    بسیار عالی بود 
  • از تبار یاران
  • بسم رب الشهدا

    واقعا شهدا شرمندتونیم

    از شما که این مثنوی قدیمی و اصیل از حاج صادق را  واسه دانلود گذاشتین کمال تشکر را دارم.

    حشرک الله مع الشهدا والصدیقین

    با سلام خدمت مدیریت محترم
    بسیار بسیار ممنون از شما
    بنده را بردید به آن دوران
    دوست عزیز خدا خیرتان دهد
    یاد شهدا به ما معنویت میده  

    بسم رب الشهدا

    با سلام من نمیدونم شما این فایل را کی آماده کردید اما الان در ماه مبارک رمضان هستیم برای شما و دوستان دعای خیر دارم امیدوارم خداوند از همه ما راضی و شهیدان شفاعت ما را نزد خداوند متعال بنمایند.

    ان شاء الله هرکه آروزی شهادت دارد خداوند متعال قسمتش نماید.

    پاسخ:
    ممنون از دعای خوب شما
    یاد دفاع و حماسه های دلیرمردان و همرزمانمان انداختید شهادت را برای همه آرزو دایم
    مرسی، 
  • سید عبدالله عباسی
  • با تشکر از زحمات شما برادران بسیار خوب است ممنونم 
  • سید عبدالله عباسی
  • با تشکر از زحمات شما برادران بسیار خوب است ممنونم ادامه دهید
    ساقول اللاه سنه رحمت السین

    باسلام.....به حال خودم افسوس میخورم...من کجا وشهداکجا
    خدابه داد من برسه....التماس دعا
    عالی بود . ممنون ، اجرکم عند الله


    قشنگ ترین لذت زندگی: ⬅بهت بگن بیا بریم کربلا... ⬅وسط بین الحرمین سلام بدی.... ⬅ندونی بری حرم حضرت عباس یا امام حسین... ⬅پای برهنه توبین الحرمین راه بیافتی.... ⬅برسی ورودی حرم حضرت عباس.... ⬅پشت در حرم بشینی و سلام بدی.... ⬅باچشم پر اشک اذن دخول بخونی.... ⬅بلندشی و بری روبروی ضریح بایستی.... ⬅سرتو بندازی پایین و باخجالت بگی فکر نمیکردم بیاریم حرم.... ⬅به حضرت عباس بگی خیلی آقایی.... ⬅بری یه بوسه به ضریح بزنی و اشک بریزی.... ⬅بیای عقبتر و یه زیارت بخونی.... ⬅بهش بگی اجازه میدی برم پابوس داداشت.... ⬅دوباره پابرهنه توبین الحرمین راه بیفتی و زیر لب بگی"از حرم تا قتلگه زینب صدامیزد حسسسسسسسین"... ⬅اشک.... ⬅برسی ورودی حرم و ناخداگاه بشینی رو زمین دست برسینه سلام بدی.... ⬅اشک.... ⬅از باب القبله وارد حرم بشی.... ⬅نگاهت بیفته به ایوون طلا و ضریح... ⬅خجالت زده ای.... ⬅چشمت بیفته به قتله گاه.... ⬅از عشق حسین مجنون بشی... ⬅آخرروضه رو درک کنی.... ⬅یه دل سیر گریه کنی... ⬅یادت بیاد چقدر حسرت رفتن به حرم رو میخوردی....!؟؟ ⬅آروم آروم باسر کج بری جلو ضریح و دستتو بگیری بالا و بگی"دستمو بگیر آقا..." قشنگ ترین لذت دنیا رو براتون آرزومندم 💔💔💔💔💔💔💔💔💔
    سلام

    تشکر، خیلی عالی بود.
    سخنرانیهای دلنشین شهید کافی
    http://www.kafy.ir
    تشکر بابت متن زیبای بالا
    خیلی زیبا بود.خدا بهتون اجر بده.
    بسم ا...
    این رو همیشه گوشمیدم.بهم ارامش میده
    کاش راه شهدا فراموش نشه
    من فرزند جانباز 70 درصد هستم
    همش رو درک نمیکنم ولی تا حدی درک میکنم
    خدا به همراتون
    یا علی
    ای کاش مسوولین از شهدا کمی خجالت بکشن
    خیلی زیبا و عارفانه بود
    اونجاش که میگه کریمان گرچه ستارالعیوبن گدایانی که محبوبن خوبن یعنی چی
    پاسخ:
    می گه گدایانی که محجوبند خوبند... یعنی اگرچه خطا پوشن اما باز هم حجب و حیای خطاکار پیش کریم 
    اهنگران همیشه زیبا می خونه اگه اون دوران تو جبهه می بودید درک این نوحه شیرین میشد
    توی این دنیا که شبکات و ماهواره ها و ادمها ، بی معرفتی و بی بندو باری رو رواج میدن ،  جز شهادت راهی ساده تر نیست برای نجات ،
    من آخر طاقت ماندن ندارم.... 
    خدایا تاب جان کندن ندارم... 
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی